اين درختان خاموش گوياي تاريخ اين سرزمين اند، كه نه من را با آنان قرابتي است و نه آنان نيز با من احساس قرابت كرده اند. اما جبر زمان و نيز خاموشي اين درختان ، ما را به هم نزديك كرده است. پس آيا مي شود گفت: كه جبر زمان دگر بودگي (otherness) من و اين سرزمين را از ميان برداشته است؟؟
Category: Articles
زار (بيخود-گشتگي) وموسيقي
وقتي ريتم همبونه و دايره (ديره) به طور متوالي تكرار و تكرار مي گشت و باد زار (از خود بيخود-گشتگي) در كرويدور هاي مغز احمدو (باكشته)
مي وزيد، او بر زمين در خاك غلطيده و زوزه كشان كلماتي نامفهوم را بر زبان مي آورد. اما ما كودكان حاضر در ميدان تكرار، از فرط سرعت چرخش بدن احمدو در خاك ، به هيجان درآمده و خود نيز آرزوي از خود بيخود-گشتگي مي كرديم. و شباهنگام كه به خانه برمي گشتيم با سرمستي زارگونه در ميان رويا و واقعيت سير مي كرديم.
https://www.counterpunch.org/2017/12/07/netanyahu-ditches-us-jews-for-alliance-with-christian-evangelicals-and-the-alt-right/
پاييز و پايان يك اپوك
در تلاش براي اثبات بودگي ( تلاش پاييز براي جاودانگي و اثبات اينكه : كپي برابر اصل نيست).



My interview on tax evasion (Swedish Radio-Persian)
مصاحبه با من در مورد فرار مالياتي در سوئد
Tax evasion always been a problem in tax_collecting of an economic policy for the government. According the report by the EU council there is a tax evasion between 450 to 650 billions in EU. The Tax agency in Sweden estimate that the tax evasion is between 30 to 50 billions in Sweden. The evasion has a major impact on the welfare system in Sweden and further does impact the fiscal policy.
http://sverigesradio.se/sida/artikel.aspx?programid=2493&artikel=6814699
Shadow of Autumn
Immigration and wage discrimination (Sweden)
مصاحبه من با راديو سوئد – بخش فارسي- در مورد طرح اصلاحات در بازار كار كه توسط ائتلاف راست مطرح گرديده است. هدف اين طرح اينست كه باكاهش دستمزد مهاجرين تازه وارد به سوئد كه ازتحصيلات زير ديپلم برخوردارند را وارد بازار كار نمايد.
http://sverigesradio.se/sida/artikel.aspx?programid=2493&artikel=6757850
Interview on Iraq and Syria (On Andisheh TV)
مصاحبه من در بخش دوم اين ويدئو در باره خاورميانه بويژه در مورد سوريه و عراق (تاريخ 18-06-2017(
Post-ISIS Middle east
خاورمیانه، دوران پساداعش ونبرد برسرمنابع و مناطق استراتژیک
نبرد در خاورمیانه بویژه در سوریه، عراق، یمن و لیبی ادامه دارد. کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای در پی تحکیم مواضع خود در کشورهای جنگ زده خاورمیانه می باشند. مشارکت کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای در جنگ های خاورمیانه برای پیشبرد اهدافی نظامی-سیاسی-اقتصادی است. در جنگ در خاورمیانه کنترل مناطقی در خشکی و دریا که از اهمیت ژئواستراتژیک-ژئواکونومیک برخوردارند، از حائز اهمیت برخوردار است. جنگ درسوریه و عراق وسرنوشت این دو کشوردر آینده می تواند نقشه خاورمیانه را دگرگون سازد.
از آغاز جنگ در سوریه و عراق اتحاد، انشعاب وهمکاری نیروهای درگیربویژه خرد-نیروهای درگیر مانند کردهای سوریه، بخشی از اپوزیسیون سوریه و کشورهای منطقه ای مانند ترکیه و اخیرا قطر متغیر بوده است . همکاری و جدائی سیاسی نیروها وکشورهای درگیربیشترناشی ازتغییرتوازن قوا وگاه نیزبه دلیل تغییردرماهیت منافع ملی بوده است. نبرد درعراق را به صحنه نبرد با داعش تبدیل گشته ، اما نبرد در سوریه صحنه نبرد دولت سوریه و هم پیمانان با داعش و گروه های اسلامی است. ازسوئی امریکا و همپیانانش درنبرد با داعش مشارکت داشته و از سوئی دیگر ازبخشی ازنیروهای اسلامی اپوزیسیون درنبرد با دولت سوریه حمایت می نمایند. اما اکنون که داعش با شکست بزرگی در عراق و سوریه روبرو گردیده و خلافت اسلامی سه ساله اش پایان یافته، این سئوال پیش می آید که سرنوشت نبرد در سوریه و عراق و آینده این دو کشور چه خواهد بود؟
1 – پس از آزادی موصل در عراق، سرنوشت داعش چه خواهد بود؟ آیا سازمان اسلامی افراطی دیگری محتوای وهابی-سلفی شکل نخواهد گرفت؟
داعش سه گزینه را پیش رو دارد. گزینه اول اینکه اعلام انحلال نماید که این گزینه محال بنظرمی رسد. گزینه دوم اینکه با توجه به گمنام بودن اکثر اعضای رده بالای داعش که از بازماندگان دولت و ارتش بعثی عراق هستند، داعش به کمک این افرادخواهد توانست در شکل گروه های کوچک و پراکنده درسوریه وعراق به کار ایذائی و ترورادامه دهد وگزینه سوم اینکه داعش نیروهای خود را به کشور های دیگر منتقل نماید و به این ترتیب به حیات خود ادامه دهد. گزینه سوم بنا به تجربه تاریخی که ازدوران پسافروپاشی القاعده داریم محتمل تربه نظرمی رسد. هم اکنون افزایش و شدت گیری نبرد در افغانستان ناشی از جابجایی و انتقال نیروهای داعشی به افغانستان است. علاوه بر این نیروه های داعشی در کشورهای ساحل افریقا مانند کشور مالی، نیجریه (بوکو حرام با داعش بیعت کرده) و نیز در کشورهای شمال افریقا عمدتا در سرت لیبی و نیز صحرای الجزائرو تونس، در سینای مصرو یمن و آسیای میانه و قفقاز فعال هستند. و احتمالا بخشی ازبازماندگان نیروهای شکست خورده درعراق و سوریه به مناطق نام برده شده عزیمت خواهند کرد. بخشی کوچکی از نیروهای داعشی نیز به صورت هسته های خفته در اروپا به کار ایذائی و ترور ادامه خواهند داد. خطرناک آنکه این هسته ها از رهبری متمرکز برخوردار نبوده و هر هسته ای خود سرانه دست به عملیات تروریستی خواهد زد. بنابراین داعش همچون القاعده با ایدئولوژی وهابی-سلفی خود به زودی ریشه کن نگشته وبه بقا خود ادامه خواهد داد. اما ازآنجایی که در خاورمیانه با هژمونی ایدئولوژی نوینی روبرو نیستیم که بتواند خلا شکست پان-عربیسم و سوسیالیسم واقعا موجود را پرنماید. وتجربه لیبرال دموکراسی نیز به دلیل کژ فهمی و نیزفقدان زیرساخت های فرهنگی-سیاسی-مدنی بشکلی ناقص اجرا گردیده و درحوزه عملی با شکست روبرو بوده است (مصر و ایران دوران شاه و پاکستان). از سوی دیگرکشورهای وابسته به اقتصاد نفتی و مواد خام خاورمیانه ای که مدعی هژمونی بوده، خود نیز در حوزه سیاسی-اقتصادی شکست خورده و فقر وشکاف طبقاتی وبیکاری بالا بویژه بیکاری نسل جوان و تحصیل کرده در این کشورها گسترش یافته است (ایران و عربستان). پی آمد ناشی از مشکلات اقتصادی-سیاسی در کشور های خاورمیانه ظهور و پیدایش ایدئولوژی دینی و از هم بدتر رشد افراط گرایی اسلامی را هموار کرده است.
پس ازمیان رفتن جهان دوقطبی، جهان تک قطبی به سرکردگی امریکا چند سالی ادامه یافت. تا اینکه قدرت سیاسی امریکا به دلیل بحران های اقتصادی و هزینه های سنگین مالی ناشی ازحمله به عراق و افغانستان رو به ضعف گذاشت. در این میان قدرت نوینی برای سامان دادن به نظم نوین جهانی ظاهر نگردید. بنابراین دردوران گذار به نظام های چند قطبی در جهان و فقدان قدرت هژمون، وبحران سرمایه داری نئولیبرال همراه با مالی شدن شدید سیستم سرمایه وتمرکز ثروت دردست افرادی معدود معروف به یک درصدی ها، گسترش فقروشکاف طبقاتی وظهور بحران های اقتصادی مکرر، زمینه مناسبی را برای جنگ، ناامنی و بی ثباتی را درسراسرجهان ونیزخاورمیانه فراهم نموده است.
2- بنظرمیرسد کردستان عراق چشم به کرکوک دوخته تا با تصرف آن، بجای اربیل این شهر را پایتخت خود اعلام کند. و ترک ها نیز به موصل چشم دوخته اند. دوران پساداعش درعراق چگونه خواهد بود؟
دوران خلافت اسلامی داعش که بر بخش وسیعی ازعراق و سوریه حکمرانی می نمود، بعد از شکست آن درموصل سپری گردیده و اکنون داعش تنها در روستاها ی عراق به بقای خود ادامه می دهد. که ارتش عراق بزودی این مناطق را بازپس خواهد گرفت. بعد ازحمله امریکا در سال 2003 وفروپاشی دولت بعث عراق، قدرت سیاسی به شیعیان و کردها منتقل گشت. و تنها ریاست مجلس به سنی ها واگذار گردید. اقلیت سنی که از آغاز پیدایش دولت عراق تا دوران پایان حکومت صدام حسین قدرت سیاسی را دردست داشت، پس ازحمله امریکا به عراق از امتیازات سیاسی-اقتصادی-اداری محروم گردید. سنی ها به رهبری علمای سنی مذهب که از سوی کشورهای حوزه خلیج فارس مخصوصا عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر حمایت می شدند، با دولت مرکزی و نیروهای اشغالگر امریکایی به مقابله برخاستند. حمایت مادی و معنوی ازسنی ها توسط کشورهای حوزه خلیج فارس منجر به ترویج ایئولوژی وهابی-سلفی در میان اهل سنت عراق گردید. نارضایتی اهل سنت، رشد گرایش وهابی-سلفی، انحلال ارتش و تصفیه اکثر نیروها و کادر های نظامی-اداری بعثی، فساد شدید دولت مرکزی واختلاف میان گروههای شیعه زمینه هرج و مرج و ناامنی درعراق فراهم نموده وبه ایجاد شرائط مناسب در پیدایش داعش کمک نمود.
اما دردوران پسا-خلافت داعش عراق با مشکلات جدیدی روبروخواهد شد. با توجه به اعلام دولت بارزانی برای همه پرسی عمومی در مورد استقلال کردستان عراق وحمایت علنی وغیرعلنی غربی ها ازکردها به احتمال زیاد درگیری وجنگ جدیدی میان ارتش عراق ونیروهای حشد شعبی از سوئی و پیشمرگه های دولت خودگردان بارزانی از سوی دیگر درراه خواهد بود. ازسوی دیگرکشورهای منطقه از جمله اسرائیل وعربستان خواستارتقسیم عراق به سه دولت یعنی دولتی شیعی درجنوب و مرکز، دولتی سنی درغرب و دولتی کردی درشمال عراق هستند. حال آنکه ایران خواستارحفظ وحدت عراق است و به حمایت همه جانبه خود ازارتش عراق و نیروهای حشد شعبی ادامه می دهد. هم چنین ایران خواستار حفظ کرویدورایران-عراق-سوریه-لبنان برای حفظ نفوذ نظامی-سیاسی منطقه ای و نیز حفظ کانال ارتباطی با حزب الله لبنان است. به گمان من عراق احتمالا آرام آرام به سوی تجزیه شدن پیش می رود. اما سئوال اینست که پس از تجزیه شدن احتمالی عراق مرز میان سه دولت شیعی، سنی و کرد چگونه تعیین خواهد شد؟ در پاسخ باید گفت که تعیین مرزها میان این سه دولت احتمالی بستگی به توازن قوا در میدان دارد. به همین دلیل کردها با شتاب به خالی کردن روستاهای عرب نشین در شمال عراق مشغول و نیز گوشه چشمی به موصل داشته وپس از تصرف کرکوک و بیرون راندن داعش از این شهر نفت خیز خواستار ضمیمه کردن کرکوک به دولت کردستان هستند. ترک ها هم خواستار انضمام بخشی از شمال عراق مخصوصا موصل بوده و با حمایت از سنی ها درعراق خواستار نزدیکی سنی ها به ترکیه می باشند. امریکا به عراق دوباره بازگشته و درپی ساختن وگسترش پایگاههای نظامی و فرستادن نیرو به عراق است. امریکا پایگاه نظامی عین الاسد در منطقه البغدادی دراستان انبار در اختیاردارد. اما پایگاه بلد یکی از بزرگترین تاسیسات نظامی است که ارتش آمریکا درعراق ایجاد کرده و اکنون کارشناسان ومشاوران آمریکایی به عنوان مرکز آموزش نیروهای عراقی از آن استفاده می کنند. به گفته منابع نظامی عراقی، آمریکایی ها در حال ساختن پایگاه بزرگ هوایی در القیاره هستند، این پایگاه برای استفاده از هر گونه هواپیما طراحی شده و مساحت بسیارگسترده ای از این پایگاه در داخل محوطه امنیتی غیر قابل دسترس برای عراقی ها قرار گرفته است. امریکا بخشی از پایگاه غیر نظامی اربیل را به پایگاه نظامی تبدیل کرده است. بنابراین امریکا خود را برای اهدافی استراتژیک ودرازمدت در عراق و منطقه آماده می نماید. به نظرمی رسد ساختن پایگاه های نظامی درعراق نه برای مبارزه با داعش بلکه احتمالا برای مواجهه احتمالی با روسیه در کشورهای آسیایی، مقابله با نفوذ ایران و پیشبرد اهدافی ژئوپولیتک درمنطقه خاورمیانه خواهد بود.
3- نبرد در شرق سوریه با داعش ادامه دارد. اما میان ارتش سوریه و هم پیمانان آن از سوئی و نیروی دموکراتیک سوریه (بیشترکردها و بخش کوچکی ازعربها) ازسوی دیگرآتش بس اعلام شده است. کردها به تحکیم مواضع خود در شمال و شرق سوریه به کمک امریکاییها ادامه می دهند. ترکیه نیروهای طرفدار خود را به حمله به شهرها وروستاهایی که در دست کردها ست تشویق نموده و خطر جنگی دیگر در شمال سوریه به رهبری ترکیه شدت گرفته است. بنابراین سرنوشت جنگ در سوریه چه خواهد بود؟
نبرد درسوریه به صورت افزایش نفوذ نظامی-سیاسی نیروهای منطقه ای و بین المللی گره خورده است. هرچند مداخله نظامی روسیه در سالهای اخیر توازن قوا را به سود دولت سوریه تغییرداده، وارتش سوریه با شکست نیرو های داعش و دیگر نیروهای جهادی مناطق بیشتری را تصرف کرده، اما ایجاد مناطق عدم تنازع بیشتر کفه توازن قوا را به نفع نیروهای مخالف دولت تغییر داده است. دخالت نظامی روسیه به دولت سوریه امکان بازپس گیری سه شهر استراتژیک حلب، لاذقیه و حمص را فراهم نمود. اما آنچه سبب پیچیدگی نبرد در سوریه گردیده آنست که امریکابه بهانه نبرد با داعش اما با هدف محدود نمودن نفوذ ایران، تلاش برای کنترل مرز سوریه-عراق و نیزدورکردن ایران از جنوب و شرق سوریه مستقیما وارد جنگ سوریه گردیده است. جنوب سوریه محل تلاقی مرزاردن واسرائیل است. وبه دلیل نزدیکی آن به مرزهای اسرائیل ازاهمیتی امنیتی-استراتژیک برخوردار است. بنابراین دورکردن ایران ونیروهای طرفدار آن از جنوب سوریه یکی از اهداف عمده دولتهای اردن، اسرائیل و ایالات متحده امریکا می باشد.
اما عربستان سعودی در رقابت های منطقه ای با ایران از سال 2013 با حمایت از گروه های اسلامی-سلفی نقش فعالی در جنگ سوریه را بازی نموده و ابتکار عمل در سوریه را از دست قطر خارج نماید. عربستان از ائتلاف ملی به رهبری احمد جربا و جبهه تحریر شام حمایت نظامی-مالی نموده وسیاست آن در سوریه با سیاست اسرائیل-اردن-امریکا مطابقت دارد. از اهداف عربستان می توان مقابله و بیرون راندن ایران از سوریه، حذف اخوان مسلمین از دائره اپوزیسیون سوریه و ایجاد دولت سنی طرفدار را می توان نام برد. اما آنچه اخیرا حائز اهمیت است اینکه با پیشروی نیروهای سوریه و هم پیمانان آن در شرق سوریه و تصرف مناطق مختلف صحرایی درحمص، السویدا، عمق رقه جنوبی و رسیدن به مرز عراق با هدف تصرف شهر دیرالزور، توازن قوا در شرق سوریه به نفع دولت سوریه تغییر کرده است. از سوی دیگر نیروهای دموکراتیک سوریه (اکثریت کرد و بخشی ازعشایرعرب) که توسط امریکا مسلح گردیده، و شهرهای التنف، الزقف و الشدادی وبخشی از شهررقه درشرق سوریه را تصرف کرده اند. بنابراین کشور سوریه به مناطق نفوذ بین کشورسوریه و مخالفین نظام تقسیم گشته است.
ارتش آزادیبخش سوریه بیشتر در شمال سوریه فعال است. اما برای جذب این نیرو میان امریکا و ترکیه رقابتی سخت درجریان است. اما درمورد کردها ی سوریه میان امریکایی ها وترکیه اختلاف نظر وجود دارد. ترکیه درصدد آن است که با ایجاد منطقه حائل در شمال سوریه ارتباط میان کردهای سوریه و کردهای ترکیه را قطع نماید. و نیز در صورت تجزیه شدن احتمالی کشور سوریه، ترکیه بخشی از شمال آنرا تصرف نماید. اما دولت اسرائیل با هم پیمانی با امریکا و اردن سعی در تقویت نیروهای جبهه النصره در قنیطره (درجولان) و عشایرعرب درنزدیکی شهر درعا (نزدیک مرز اردن) را دارد. اسرائیل سه استراتژی را در مورد سوریه دنبال می کند:(1) شکستن و خرد کردن سوریه (به گفته بن گورین برای تامین امنیت اسرائیل یا باید کشورهای عربی را خرد کرد و یا اینکه این کشورها را به جان هم انداخت). (2) با خرد کردن سوریه ضمیمه کردن بخش جولان اشغال شده در جنگ 1967که هم دارای منابع آب و هم از اهمیت استراتژیک برخوردار است، هموار خواهد شد. (3) دور کردن ایران و حزب الله از جنوب سوریه و جلوگیری ازایجاد جبهه جدید.
ناگفته نماند که شرق سوریه ازاهمیت ژئواستراتژیک-ژئواکونومیک برخوردار است. در سال 2009رقابت برای عبور گاز و رساندن آن به دریای مدیترانه و سپس به اروپا در دستور کار قطر و کشورهای غربی قرار داشت که پیشنهاد آنان با مخالفت دولت سوریه روبروگردید. و در سال 2011 قطر برای انتقام جویی 3 میلیارد دولاراسلحه را دراختیار گروههای اسلامی در سوریه قرار داد. در پایان مسیر سیاسی برای پایان دادن به جنگ در سوریه بستگی به توازن قوا در میدان دارد. هرچند تقسیم مناطق تحت نفوذ درسوریه میان روسیه وامریکا ونیز تفاهم روسیه و امریکا در مناطق دیگر جهان از جمله در اوکرائین و نیز سرنوشت تحریم های روسیه، وشایدهم خلع ید ایران در سوریه درآینده می تواند پی آمدهایی استراتژیک داشته و سرنوشت جنگ وآینده سوریه را تعیین نماید.
گفتار پایانی
هر چند حمله امریکا به عراق بنام ازبین بردن سلاح کشتارجمعی و بهارعربی برای مبارزه با نابرابری و رهایی از نظام های دیکتاتوری آغاز گشت اما سمت و سوی حمله به عراق، بهارعربی و پیدایش خلافت اسلامی داعش درسوریه وعراق و پایان خلافت آن، جنگ در یمن، جنگ داخلی در لیبی، ظهور داعش در سینای مصر، و نآرامی در کشورهای ساحل آفریقا ادامه مسیر را برای پیشبرد اهداف استراژیک و تصرف مناطق ژئوپولیتیک درخاورمیانه و سلطه برمنابع نفت و گاز توسط کشورهای غربی به رهبری امریکا را هموار کرده است. بازیگری روس ها درعرصه شطرنج خاورمیانه برای حفظ مناطقی مثل سوریه جهت پیش گیری از محاصره شدن در دریای بالتیک (وجود پایگاه های امریکایی در کشور های بالتیک)، دریای سیاه (بحران اوکرائین و گسترش ناتو دراین کشور) و دریای خزر (حضور امریکایی ها در کشور آذربایجان و ترکمنستان) می باشد. روس ها درتلاشند تا با استفاده از کارت سوریه و نزدیکی به ایران حلقه محاصره ناتو را دراطراف روسیه را بشکنند. روس ها درحوزه انرژی نیز خواستارگسترش هژمونی خود درخاورمیانه با سرمایه گذاری دراین حوزه وبا استفاده از ابزار انرژی خواهان وابستگی کشورهای اروپایی به خود و با این ابزارسپری دفاعی-اقتصادی را برای خود ایجاد نمایند. از سوی دیگر جنگ در یمن به رهبری عربستان که تلاش در ایجاد ناتوی عربی-اسلامی به رهبری ناتو را دارد برای سلطه بر تنگه باب المندب در یمن که از اهمیت استراتژیک برای تجارت و عبور منابع انرژی برخوردار است، می باشد. بنا براین تلاش و نبرد قدرت های بزرگ برای مهار شاهراههای حیاتی دریائی ومناطق خشکی که اهمیت ژئوپولیتیک-ژئواکونومیک را دارا هستند، آغاز گردیده است. این جدال اهدافی استراتژیک دردرازمدت را پیش از شکل گیری قطب های جدید سیاسی-اقتصادی در جهان را دنبال می کند. باید گفت خاورمیانه گرانیگاه اقتصادی (منابع نفت و گاز)-ژئوپولیتیک جهان می باشد. علاوه بر این تا پیدایش نیروی هژمون وهم پیمان غرب درخاورمیانه و ادامه ضعف اقتصادی-سیاسی امپراطوری به رهبری امریکا و فقدان قطب های نوین در معادله قدرت جهانی برای ایجاد توازن قوا، تلاطم و بحران درجهان و نیزخاورمیانه ادامه خواهد داشت.






