ورزش، برگر کینگ و مهاجران
مدتها بود که به ورزشگاهی در یک مرکز خرید بزرگ، نزدیک محل سکونتش، میرفت. پیش از آنکه با ور رفتن با وزنهها، دست و پای خود را از گزند فرسودگی مصون بدارد، برای گرم کردن بدنش حدود یک ربع دوچرخهسواری میکرد. اما آنچه این دوچرخهسواری را از پشت شیشههای سالن ورزشی جذاب میساخت، قرار گرفتن ساندویچی برگر کینگ درست روبهروی سالن بود.
مدتها ساندویچی و رفتوآمد انسانهایی را که وارد آن میشدند، تماشا کرده بود. آنچه بیش از همه نظرش را جلب میکرد این بود که در میان مشتریان این ساندویچی، بهندرت فردی سوئدیتبار دیده میشد و تقریباً تمامی مشتریان، مهاجرتبار بودند؛ انسانهایی با رنگهای گوناگون پوست و تنوع چشمگیر در پوشش. عجیبتر آنکه تمامی کارکنان ساندویچی نیز مهاجرتبار به نظر میرسیدند.
مشاهدهی این مشتریان مهاجرتبار در برگر کینگ، پرسشهای بسیاری را در ذهنش برمیانگیخت. چرا مشتریان خارجیتبار عمدتاً به ساندویچیها گرایش دارند؟ او با نوعی فلسفیدن اجتماعی–روانی–اقتصادی، کوشید دلایلی برای این راز نیمهآشکار بیابد. با خود اندیشید شاید مهاجران به اندازهی کافی به اطلاعات مربوط به زیانهای فستفود دسترسی نداشته باشند؛ و با ورود به ساندویچی و خوردن یک همبرگر، ناخواسته به نوعی «تخریب سازنده» دست بزنند: از یک سو با مصرف فستفود به افزایش تولید ناخالص ملی کمک کنند و از سوی دیگر، بدن خود را فرسوده سازند.
احتمال دیگر آن بود که توزیع درآمد در جامعه بهدرستی انجام نمیشود و همین امر شکاف طبقاتیِ روبهافزایشی را پدید آورده است. مهاجران، در شرایط تورم ناشی از بحرانهای پیاپی و شوکهای سیاسی–اقتصادی، و در نتیجه گرانی غذا در رستورانهای معمولی، ناچارند به ارزانترین گزینه یعنی فستفود قناعت کنند. از سوی دیگر، نمیتوان نقش تبلیغات رسانهای را نادیده گرفت؛ تصویرهای اغراقآمیز، براق و وسوسهانگیز همبرگرها، اثر روانی خود را بر ناخودآگاه مشتریان میگذارند و چربی و نرمی آنها را در اعماق ذهن جا میاندازند.
با این حال، آنچه پس از مشاهدهی این همنشینی متناقضِ ورزش و برگر کینگ بیش از هر چیز برای او جالب مینمود، نه فستفود بود و نه سبک تغذیه، بلکه تنوع رنگ پوست و پوشش انسانها بود؛ تنوعی که بهسختی با ذهنیت محافظهکارانهی بخشی از جامعهی سوئد سازگار مینماید. این واقعیت، برخلاف میل سیاستمداران نومحافظهکارِ چارچوبگراست که در ذهن معیوب خود خواهان همسانسازی جامعه بوده و هستند. با این همه، تنوع رنگ و پوشش همچنان در جامعه ادامه دارد. و مهمتر از همه آنکه، بر اساس گزارشهای مرکز آمار دربارهی پیر شدن جمعیت سوئد، این کشور ناگزیر از پذیرش مهاجران و مهاجرتباران است؛ نیازی ساختاری که نه با شعار، که با واقعیتهای جمعیتی و اقتصادی تعریف میشود
