Middle East and US

خاورمیانه و استراتژی امریکا

 

 استراتژی ایالات متحده درخاورمیانه جایگزین کردن نقش خود با پیمان ناتوی-ابراهیمی به رهبری اسرائیل است. تاکنون کشورهای عرب مصر، مراکش، امارات متحده عربی وبحرین به این پیمان پیوسته اند وتلاش های ایالات متحده امریکا درشکل گیری این پیمان موفق بوده است ولی تنها حلقه گم شده وبسیارمهم این پیمان عربستان است.  تلاش های اخیر ایالات متحده امریکا برای قانع کردن عربستان برای پیوستن به این پیمان، با اما واگرهای عربستان وشروطی ازجمله برسمیت شناختن و شکل گیری دولتی فلسطینی از سوی اسرائیل است که کابینه راست گرای اسرائیل در برابرقبول این شرط مقاومت کرده وبا پذیرش آن بشدت مخالف است، زیرا که دردکترین ایدئولوژیک احزاب راست گرای اسرائیلی پذیرش دولت فلسطینی امکان پذیرنیست. ازسوئی دیگراز آنجایی که عربستان خود را یکی ازمهمترین  بازیگران منطقه ای درعرصه بازی های سیاسی-استراژیک منطقه می داند واز اینکه دراین پیمان زیر چتراسرائیل قرارگیرد، ناخشنود است. علاوه براین عربستان پیوستن خود را دراین پیمان مشروط به آغاز تحقیقات هسته ای درخاک خود وپذیرش آن ازسوی ایالات متحده امریکا واسرائیل کرده است. ازاین شرط چنین می توان استنباط کرد که عربستان هدفی جزایجاد توازن استراتژیک با اسرائیل و ایران ندارد. اما ایالات متحده امریکا واسرائیل نسبت به این شرط عربستان روی خوشی نشان نداده اند. بنابر این با وجود فشار های ایالات متحده امریکا ، عربستان هم چنان از پیوستن به پیمان ابراهیم سرباززده وتلاش های ایالات متحده امریکا  تاکنون ناموفق بوده است. هرچند که عربستان از سال 2019 بطورغیررسمی با اسرائیل روابط امنیتی برقرارکرده ونیزفضای هوایی خود را برروی پروازهای  خطوط هوایی اسرائیل باز نموده است. ازدیگرموانع پیوستن عربستان به پیمان ابراهیم نقش واعتبارمذهبی وسیاسی عربستان درمیان کشورهای اسلامی است. بنابراین رابطه علنی این کشور با اسرائیل می تواند اعتبارمذهبی-سیاسی این کشوردرمیان کشورهای اسلامی کاهش دهد.

 پیوستن زود هنگام امارات متحده عربی به پیمان ابراهیم و نیز دخالت ها وماجراجویی های منطقه ای آن از جمله ورود آن درجنگ یمن ونقش اخیرآن درجنگ سودان وحمایت آن ازنیروهای حمایت سریع برهبری ژنرال حمیدتی و نیز حمایت مالی امارات متحده عربی ازاتیوپی درساختن سد النهضه بر رود نیل برای محروم ساختن مصر از آب رود نیل وبه تیع آن تضعیف مصردرچهارچوب سیاست های اسرائیل صورت می گیرد تا کشورمصرکه می توانست نقش استراتژیک درمنطقه وجهان عرب بازی کند، ازصحنه رقابت منطقه ای خارج نماید. تلاش های دیپلماتیک اخیرعربستان دراتحادیه عرب برای حمایت از پیوستن سوریه به این پیمان در چهارچوب رقابت ها وصف بندی های سیاسی- استراتژیک در ایجاد توازن سیاسی درمنطقه صورت می گیرد. حمایت عربستان و نیزمصراز ژنرال عبدالفتاح البرهان درجنگ داخلی سودان، رقابت با امارات متحده عربی است که درزمین اسرائیل بازی می کند. قبل ازشروع جنگ داخلی چند هفته ای اخیر درسودان، ایالات متحده امریکا وامارات متحده عربی با فشارسیاسی و تطمیع اقتصادی تلاش نمودند که سودان را در پیوستن به پیمان ابراهیم ترغیب نمایند. اما به دلیل رقابت بین رهبران نظامی سودان یعنی ژنرال البرهان وژنرال حمیدتی تلاش ایالات متحده ومصرواسرائیل وامارات متحده عربی برای پیوستن سودان بطوررسمی به پیمان ابراهیم بی نتیجه ماند. اما نگفته نماند که سودان چندی است که با اسرائیل روابط غیررسمی برقرارکرده است.

 از سوی دیگر نزدیکی ایران وعربستان وتلاش ایران برای گشایش رابطه سیاسی خود با بحرین درساحت این شطرنج منطقه ای صورت می گیرد. مراکش نیزکه خواستاربه رسمیت شناخته شدن اشغال صحرای غربی توسط کشور های غربی است، به پیمان ابراهیم پیوست تا ازسوی ایالات متحده واسرائیل مورد حمایت سیاسی قرار گیرد. واز سوئی دیگربا توجه به رقابت های سیاسی ونظامی میان مراکش و الجزایر، مراکش می تواند با پیوستن به پیمان ابراهیم سلاح های پیشرفته تری را از اسرائیل وایالات متحده دریافت نماید. ناتوی-ابراهیمی اهدافی را بشرح زیر دنبال می نماید:

1. منزوی کردن ایران

2. کاهش نفوذ چین وروسیه درمنطقه خاورمیانه

3. دست یابی اقتصادی اسرائیل به بازار کشورهای منطقه از طریق صدور کالا و نیزفروش اسلحه وازهمه مهمتر حل مسئله فلسطین در چهارچوب خود گردانی-کانتونی. زیرا که تشکیل دولتی فلسطینی می تواند اسرائیل را با کاهش سهمیه آب 70 درصدی آن از رود اردن روبروساخته و این کشوررا با مشکل بزرگ کم آبی روبرو نماید.

4. هژمونی وبرتری اسرائیل درخاورمیانه وپیروی کشورهای عرب ازسیاست های ایالات متحده واسرائیل

اما آنچه که می تواند ناتوی-ابراهیمی را خنثی و یا اینکه توازنی استراتژیک درخاورمیانه شکل دهد، تشکیل پیمان منطقه ای سوریه-عراق-عربستان-ایران ومصر است که هم ازتوانایی نظامی واقتصادی وسیاسی سنگینی درمنطقه برخوردارند وهم این پیمان می تواند درچانه زنی درعرصه سیاسی واقتصادی جهانی مستقل عمل نموده وزمینه ساز شکل گیری یکی ازقطب های قدرت درجهان چند قطبی آینده گردد. اما آنچه به ایران برمی گردد، جمهوری اسلامی باید پوسته متوهم سیاسی-فرهنگی ایدئولوژیک خود را بدورریخته ورقابت را درعرصه شطرنج منطقه ای وجهانی را براساس منافع ملی تنظیم نماید. وبا کشورهای منطقه بویژه کشورهای هم پیمان براساس احترام متقابل رفتار نموده وازتقویت گروه های شبه نظامی دست کشیده ویا اینکه هم پیمانان شبه نظامی خود را به مشارکت سیاسی و مدنی درکشورهای عراق، سوریه و لبنان ویمن تشویق نماید. علاوه برتغییررفتارایران درمنطقه، اسرائیل نیزباید تخیل سیاسی-ایدئولوژیک خود که براساس ایدئولوژی افسانه ای ومرده ی ازنیل تا فرات وبه طبع آن کوچک کردن کشورهای منطقه با هدف فراهم آوردن زمینه برتری منطقه ای خود، را پایان یافته اعلام نموده و سیاستی واقع گرایانه را دردکترین سیاسی خود بگنجاند. هم چنان برای اسرائیل نیکوست که شکل گیری دولت فلسطسینی را برسمیت شناخته وبرای حضورخود به عنوان عضوی ازخانواده کشورهای خاورمیانه وزن ژئوپولیتیک واستراتژیک خود را درمنطقه بهتردرک نموده وازافسانه بلند پروازی های خود دوری جسته وبرزمین خاورمیانه فرودی خردگرایانه و واقعی بنماید.

سخن پایانی

دوران شکل گیری هم پیمانی براساس هم پیمانی ایدئولوژیک پایان یافته است ودوران جهان تک-امپراطوری وپایان تاریخ-فکویامایی رنگ باخته است.  ولی کماکان ایالات متحده واروپا دچار توهم  جهان تک قطبی، غرب محوروبرتری نژاد سفید هستند. اما تاریخ این توهم را خواهد شست و به فراموشی خواهد سپرد.جهان چند قطبی درآینده واقعیتی مسلم است ودرجهان چند قطبی آینده انعطاف دیپلماتیک وهم پیمانی منطقه ای وتوازن استراتژیک میان-منطقه ای می تواند منافع ملی کشورها ازجمله کشورهای خاورمیانه را تامین نماید. اینکه نقش کشورها دراین چهارچوب منطقه ای ویا هم پیمانی منطقه ای چگونه می تواند تعریف شود، خود به وزن ژئواستراتژیک ونیزتوانایی های اقتصادی-سیاسی-فرهنگی آنها بستگی دارد.

اما برای سیاستمداران-روشنفکران وشهروندان خاورمیانه ای  نیز بهترآنست، که عصبیت قبیله ای را بدورریخته و قرائتی نوین از تاریخ درهمه ی ابعاد آن سرلوحه اندیشه خود قراردهند.این امرمی تواند به اتحاد وهم پیمانی و همکاری درسطوح مختلف سیاسی-اقتصادی-فرهنگی-اجتماعی کشورهای منطقه کمک نماید.                                                                                                               

Published by

Unknown's avatar

economistconsult

Lecturer in Södertörn University (Stockholm) PhD Economics from Essex University United Kingdom. Specialized in Public Economics, global political economy, development Economics (Specially Middle East), Pension system and Financial Economics. Master degree in Economics from Stockholm University. Master degree in Financial Economics from Essex (UK). Thaught in UK, Malaysia, Tehran, Sweden. Languages: Persian (Mother tongue), English, Swedish, Arabic

Leave a comment