اين ترجمه با مقدمه اى از من در باره “آينده توسعه چين” است كه در سايت ايران امروز منتشر شده است.
آینده توسعه چین
غنی مجیىدى
مقدمه
وانگ هوی یکی ازبرجستهترین روشنفکران منتقد چین است. وی نیز یکی ازچهرههای برجسته “چپ نو چین” است، او در آثار خود شرایط فکری و سیاسی چین معاصر را ترسیم میکند. وانگ در آثار خود در برابر تئوریسینها و مروجان ایده بازسازی نئولیبرالی چین به دیدگاه چپ متعهد باقی مانده است، و هدف وی بررسی تاریخ و پیامدهای مدرنیته چینی بوده است. وانگ در این مصاحبه با مجله چینی”روندهای نظری خارجی”، که در اصل به زبان چینی منتشر شده به گفتمان توسعه در چین و در کشورهای جنوب، میراث فکری وسیاسی مائوئیسم، و امید به یک جنبش ضد سرمایهداری جدید جهانی میپردازد. اما اینکه ترجمه این گفتگو برای من جالب نمود، بحران مشروعیت نمایندگی سیاسی در سطح جهان که خود ناشی از سیاستزدائی در دوران ایدئولوژی نئولیبرالیستی است، بحران سیستمی و خلا ناشی از فقدان جایگزین و بحران در نظریه عدالت جهانی و ملی در تفکرات سوسیال دموکراسی و لیبرال دموکراسی نئوکلاسیک و نیز نظامهای اقتدارگرا در جهان است. اما بطور خاص در این گفتگو روند توسعه اقتصادی چین و تضادهای اجتماعی در میان طبقات اجتماعی، توسعه نامتوازن در میان مناطق در درون چین و نیز تضاد شهر-روستا، تقسیم نوین بینالمللی کار و به تبع آن صادرات بحران و تعارضات اجتماعی از سوی کشورهای پیشرفته، تبدیل شدن رابطه کار و سرمایه به رابطه کار و دولت و نقش سرکوبگرانه دولت، نقش نیروی کار ارزان و ضایعات زیست محیطی و غیره در چین که همگی عوامل و مسائل یاد شده را میتوان به دیگر کشورهای در حال توسعه و نیز کشورهای نوظهور تعمیم داد. اما سئوالهایی که مطرح است این است که حتی در صورت دموکراتیزه چین در آینده با توجه به اینکه چون چین کشوری آسیایی است و هم از نظر فرهنگی، سیاسی و اجتماعی با غرب تفاوت دارد، کشورهای پیشرفته غربی چین را به باشگاه خود راه خواهند داد. و اینکه همانطور که ما در دوران توسعه سرمایهداری در نیمه قرن نوزده و اوایل قرن بیستم شاهد تشدید مبارزه طبقاتی و درگیریهای بینالمللی بودیم، در آینده نزدیک ما شاهد درگیری بینالمللی میان چین و غرب و نیز شاهد شورش در چین به دلیل تضادهای اجتماعی-طبقاتی خواهیم بود. دیگر اینکه با توجه به حجم وسیع سرمایه گذاری چین در تکنولوژیهای نوین آیا چین از “کارخانه جهان” به اقتصادی با تکنولوژی پیشرفته تبدیل گشته و رقابت علمی و صنعتی با غرب خواهد شد و این امر بر سیاست خارجی چین تاثیرگذاشته وچین سیاست خارجی حرکت با چراغ خاموش و عاری از تنش سیاسی را کنار خواهد گذاشت؟ لازم به یادآوری است که ما اکنون گوشه ای از سیاست تهاجمی چین در مسئله دریای جنوبی چین و نیز در رابطه با تایوان مشاهده مینماییم. آیا این آغاز سیاست تهاجمی چین است و یا نشانه ای از خودنمایی چین به عنوان بازیگری بینالمللی است؟ دیگر اینکه با توجه به تغییر ساختار هژمونیک قدرت در سطح بینالمللی چین چگونه متحدان خود را خواهد برگزید؟ و آیا کشورهایی که حکومتی اقتدارگرا دارند هم پیمان آینده چین خواهند بود؟ اما از سوئی دیگر با توجه به سیاست اقتصادی دوگانه چین که مبتنی بر سرمایهگذاری و دادن وام و بدهکار سازی و نیز سیاست سرمایه گذاری در زیرساختهای کشورهای در حال توسعه است خود موجب هم پیمانی و یا دوری ازچین نخواهد شد.
Published by
economistconsult
Lecturer in Södertörn University (Stockholm)
PhD Economics from Essex University United Kingdom.
Specialized in Public Economics, global political economy, development Economics (Specially Middle East), Pension system and Financial Economics.
Master degree in Economics from Stockholm University.
Master degree in Financial Economics from Essex (UK).
Thaught in UK, Malaysia, Tehran, Sweden.
Languages: Persian (Mother tongue), English, Swedish, Arabic
View all posts by economistconsult