شوک جدید چین
21 مارس 2021-نوشته مارک لئونارد
ترجمه: غنی مجیدی
همانند پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی در سال 2001 ، استراتژی جدید این کشور برای دستیابی به خوداتکایی اقتصادی وسلطه ژئوپلیتیک، چالشی بی سابقه را فرا روی غرب قرارمی دهد. اما این بار تفاوت این است که رهبران غربی دیگر متعهد به چشم انداز خیالی تعامل متقابل نیستند.
برلین – چند ماه پیش، مقامات چینی با شرکتهای بزرگ خارجی فعال در این کشورتماس گرفته وازآنها خواستند که برای شرکت در یک نشست پشت درهای بسته برای گفتگودر مورد استراتژی جدید اقتصادی چین، نماینده ی را انتخاب نمایند . این نشست قراراست درزمان و مکانی نامعلوم و با حضور یک مقام ارشد چینی برگزار گردد. بر اساس گفته دو نفراز منابع مطلع ازاین نشست که برعدم افشای نام خود اصرارداشتند، از شرکت ها ی (بنگاه های) خارجی خواسته شد، که فقط نمایندگانی که قومیت چینی دارند را برای شرکت در این نشست بفرستند. هم از نظر محتوا و هم از نظر فرم ، آنچه را که اشتیاق چین را بطورقابل توجهی برای چینی ساختن اقتصاد خود می نماید ، این است که چین با توسعه فناوری ها ی نوین و نیزمنابع انرژی داخلی، بتواند به مصرف داخلی خود متکی وازاتکا به تقاضا ی بازارخارجی رهایی یابد.
شی جین پینگ رئیس جمهور چین، استراتژی جدید خود را بر مفهوم “گردش دوگانه” متمرکز ساخته است. در پس این عبارت بظاهر فنی، ایده ای نهفته است که می تواند نظم اقتصادی جهانی را تغییردهد. تلاش چین براین است که به جای اقتصادی یک سویه که با تجارت و سرمایه گذاری با اقتصاد جهان ارتباط دارد، خود را به اقتصادی دوسویه تبدیل نماید. در این استراتژی سوی اول اقتصاد چین حوزه گردش خارجی اقتصاد است، که به صورت تعامل اقتصادی با دیگرکشورها خواهد بود. اما هدف چین این است که حوزه گردش خارجی اقتصاد بصورت تدریجی در سایه حوزه گردش داخلی اقتصاد که اساس آن را تقاضای بازار داخلی ، سرمایه و ایده ها ی علمی را تشکیل می دهند، قرار گیرد.
هدف از گردش دوگانه این است که چین به خود متکی گردد. سیاستمداران چینی درتلاشند که استراتژی توسعه اقتصادی متکی بر صادرات را تغییر داده، وزنجیره های تأمین و عرضه اقتصادی کشوررا متنوع نمایند. ودرنتیجه بی آنکه چین از سوی ایالات متحده مورد تهدید اقتصادی قرارگیرد، به فناوری و دانش فنی پیشرفته نیزدسترسی داشته باشد. همچنین قصد چین از این استراتژی این است سایر کشورها را از نظر اقتصادی به خود وابسته نموده و از این طریق پیوندهای اقتصادی خارجی خود را به قدرت سیاسی جهانی خود پیوند زند.
تغییر به یک استراتژی گردش دوگانه باعث ایجاد یک شوک جدید در چین می شود که می تواند تأثیراولین شوک اقتصادی به اقتصادهای کشورهای غربی که همانا پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی در سال 2001 بود، کم اهمیت تر سازد. اگرچه ورود چین به سازمان تجارت جهانی موجب ثروتمند شدن چین ورهایی میلیون ها نفرچینی ازفقرگردید، اما درمناطقی مانند کمربند زنگ زده آمریکا و مناطق دیوار قرمزانگلستان موجب متضرر شدن مردم زیادی در انگلیس و ایالات متحده گردید. افزایش لشکر بازندگان دراین دوکشورزمینه را برای همه پرسی درمورد خروج انگلیس از اتحادیه اروپا و نیز انتخاب دونالد ترامپ در سال 2016 فراهم نمود.
مدت زمان طولانی گذشت که طبقه سیاسی کشورهای غربی ازشوک چین بیدار گردد، زیرا که آنها به استراتژی “تعامل متقابل” متعهد شده بودند که به موجب آن مصرف کنندگان غربی از واردات ارزان قیمت چین بهره مند می شوند و شرکت های غربی نیز با استفاده از بازارعظیم چین ازرشد اقتصادی این کشورسود می برند. فرض سیاستمداران و استراتژیست های غربی این بود که پویایی اقتصادی، چین را مجبوربه بازگشایی بیشترجامعه و بازارخواهد کرد. اما آنطورکه ما شاهدیم این امرتاکنون درچین رخ نداده و فرض سیاستمداران واستراتژیست های غربی دال بر بازگشایی بیشتر چین اشتباه از آب درآمده است.
اما این بارتأثیر شوک جدید چین بر غرب تفاوت اساسی با شوک قبلی خواهد داشت. در آغاز، استراتژی گردش دوگانه چین بر بخش های مختلف اقتصاد و جامعه غرب تأثیر خواهد گذاشت. این باربه جای مورد تهدید قرار دادن صنایع قدیمی (که در شوک اول رخ داد) ، شوک جدید چین با اهدافی استراتژیک یعنی سلطه بر بخشهای پیشرفته اقتصادی ونیزرقابت با شرکتهای حقوقی و مالی درشهرلندن وخودروسازان در بادن-وورتمبرگ آلمان و نیزشرکتهای بیوتکنولوژی درسوئد خواهد بود.
به طور خاص ، برنامه سال 2015 چی که به برنامه “ساخت چین در سال 2025” شناخته شده است بر بخش های علمی پیشرفته صنعتی مانند هوش مصنوعی، نیمه هادی ها، باتری ها و وسایل نقلیه برقی مبتنی ست. وهدف این برنامه افزایش سهم تولید داخلی از مولفه های فناوری پایه از 40 درصد در سال 2020 به 70 درصد در سال 2025 است. هدف دولت چین این است که به کمک یارانه های دولتی و کنترل صادرات و نیز کنترل داده ها راه را برای جایگزینی شرکت های خارجی توسط شرکت های چینی هموار سازد. بنابراین هدف دولت چین، چینی سازی شرکت های خارجی ست. اگر برنامه چی موفق شود، همان طور که شوک اولی افراد زیادی را درشرکت های صنایع سنگین و نساجی بیکار نمود، شوک جدید چین افراد زیادی را در شغل های پردرآمد در حوزه فناوری و خدمات را بیکار خواهد نمود.
شوک تنها به اینجا ختم نخواهد شد. امروزه رقابت اصلی ژئوپلیتیک فقط اجرای قوانین جهانی نیست بلکه مهم این است که چه کسانی (دولت ها و شرکت ها) این قوانین را تولید وابداع می نمایند. پیش ازاین غرب برای تأمین مطابقت قوانین چین با چارچوبهای تجاری، سرمایه گذاری و مالکیت معنوی تلاش می کرد. اما اکنون چین نیزدرصدد ایجاد واجرای قوانین است. در حال حاضر روسای چینی در اتحادیه بین المللی مخابرات، سازمان بین المللی استاندارد سازی و کمیسیون بین المللی الکتروتکنیک وجود داشته و دارند . و شرکتهای چینی به طورفزاینده ای در تلاشند تا آینده فناوری را تعریف کنند. Huawei به تنهایی بیش از 100000 حق ثبت اختراع فعال به ویژه درفناوری 5G را دراختیار دارد. به طوری که برای تعیین استانداردهای جهانی با شرکت های غربی مانند اریکسون و نوکیا رقابت می کند.
علاوه بر این، تنش های رقابتی امروز دیگر درروابط دو جانبه غربی و چینی وجود ندارد. چین با ابتکار عمل خود در زمینه کمربند اقتصادی، شبکه ارتباط اقتصادی خود را با بیش از 100 کشوربرقراروتوسعه بخشیده است. چین استفاده از این کانال ها وارتباطات، به صادرات استانداردهای خود به همراه مدل سرمایه داری دولتی و شرکت های دولتی دریغ نخواهد کرد. به زودی (اگراکنون رخ نداده باشد) ، شرکت های غربی در بازارهای سوم (بازارهای غیر غربی و یا چینی) با همان شرایط بازی نابرابرروبرو گشته، که بزودی نیز دربازار چین با آن روبرو خواهند شد.
یک پیامد شوک جدید چین این است که قوانین جدید داده ها ، تحقیق و توسعه و استانداردها ، شرکت های برجسته غربی را مجبور به دستیابی به ویژگی های چینی کند. بنابراین تنها را عدم تن دادن به استاندارد های چینی این است، که شرکت های غربی ازبازار چین خارج شوند. ناظری اقتصادی در بخش خصوصی به من گفت که: ایده چین این است که اگر شرکت هایی مانند دایملر یا فولکس واگن بخواهند در چین کار کنند ، مجبورخواهند شد که خدمات ، تحقیق و توسعه و محصولات جدید را به آنجا منتقل کنند. و در نتیجه پکن امیدوار است که گردش دوگانه آنها را به شرکت های چینی تبدیل کند.
نیازی به گفتن نیست که شوک جدید چین مجموعه ای متفاوت از پاسخ قبلی را می طلبد. به جای تلاش برای تبدیل چین یا ورود به بازار چین ، اولویت غرب باید تغییر شکل خود باشد ، که این امر می تواند با توسعه سیاست های صنعتی و سرمایه گذاری برای پیشبرد نوآوری صنعتی و نیز محافظت از مالکیت معنوی خود، همراه باشد. و برای تضمین دسترسی قهرمانان اقتصادی (تولید کنندگان اقتصادی) به تولید انبوه اقتصادی ، کشورهای غربی باید استانداردهای مشترکی را برای حریم خصوصی ، محافظت از داده ها، قیمت گذاری کربن و سایر دیگر موارد اقتصادی ایجاد نمایند. در حالت ایده آل، این همکاری موافقت نامه های تجاری جدید ، بسته های سرمایه گذاری ، امورمالی و مقرراتی را رسمیت می بخشد که راه را برای گسترش سهم کشور های غربی دراقتصاد جهانی درحوزه فن آوری ها را بازنگاه می دارد.
اروپایی ها ، به نوبه خود ، به اصلاحات در حوزه داخلی نیاز دارند تا خود را در جهانی با جهانی سازی دروازه ای و نیزوابستگی متقابل نظامی در برابر اقتدار اقتصادی محافظت نمایند. درحالی که اکنون بیشتر توجه به سرکوب چین در هنگ کنگ و سرکوب اقلیت اویغورها در سین کیانگ معطوف است ، یک موج شوک بزرگتر نیزدرحال وزیدن است که بزودی به غرب نزدیک می شود. اما نکته این است که رهبران غربی نباید بار دیگر تعادل خود را از دست دهند و شوک جدید را نادیده بگیرند.
