وقتی ماشه را در سطح کلان بسوی خود خواهی فردی نشانه رفتیم و نوع دوستی را هدف تیر قرار داده و آنرا سال ها نادیده انگاشتیم و هرگز به این نیندیشیدیم که تیر نشانه رفته بسوی نوع دوستی ما را در تنگنا و یا در سیناریوی بدتر ما را غرق خواهد كرد.
این داستان ما انسان ها و سیستم خود ساخته فعلی مان است که ما را به وحشت انداخته و برای رهایی از آن به هر خار و خاکی تشبث می کنیم.تیر و ماشه را باید به غلاف برد و اندکی اندیشید که چگونه بازگشت به نوع دوستی ممکن است . و چگونه در دوران پسا کرونایی می شود نگرش خود را را ترمیم کرد وبه تبع آن آرامش خود و نسل های آینده را فراهم نمود. بحران کرونایی درسی است گرانقدر. اگر همگی سیستمیک بیندیشیم ، بازنگری سیستمیک می تواند ما را به کشتی نوع دوستی رهنمون نماید . مهم نیست که به کدام طبقه اجتماعی و گروه و یا ناسیونی( ملتى) تعلق خاطر داريم و یا به کدامین اندیشه سیاسی و اجتماعی وابسته ایم.
بیندیشیم و همچون گله بزها به طبیعت و منابع محدود آن یورش نبریم. و در نگرش خود که بسیار خود خواهانه و متكى به بیشینه سازی منافع فردی است است تجدید نظر کنیم ، پیش از آنكه کشتی جهان را در اعماق اقیانوس نغرقانده باشیم.
