انسان طراز نوين و انسان مقدس

انسان طراز نوين و انسان مقدس

قرار بود وى با انقلاب بر اساس روياهاى خود انسان طراز نوين بسازد. هنوز به خود نيامده بود كه ناگهان انسان هايى كه به باور وى قرار بود ومي بايستى براي نجات مردم و كشور،رهبري جنبش را به عهده بگيرند سر از خرابه ها و حاشيه نشين ها بر آوردند و به سلامتي رهبرى انقلاب را به عهده گرفتند. اما چون ناتوانى هاى حاصل از تحقير و فقر را با خود حمل مي كردند. اين خرابه برآمدگان تحقير گرديده در پهناي تاريخ اين سرزمين، اين بار به كمك گروه ديگرى از انسان هاي رويا انديش خوش خيال جبهه ى ديگر، كه باشعار رويايى “انسان مقدس است” پا به ميدان گذاشته بودند و خواهان ساختن انسان مقدس بودند ، با خوشونتى تمام عيار كه درلايه هاى زيرين مغز هاى آنان جا خوش كرده بود ، به حذف رويا انديشان “طراز نوين گرا” دست زدند. هنوزطوفان حذف طراز نوين گراها توسط رويا پيشگان سازنده انسان مقدس آرام نگشته بود كه در جدالي نوين ، قشر عبا وردا پارگان نوين ديگرى كه بار فرويدى-ماكياوليستى تاريخى به دوش مي كشيدند، از فرصت بدست آمده استفاده نموده و به حذف اندر حذف رويا پيشگان “انسان مقدس گرا” ادامه دادند. ولي اين گروه خود بار ديگر شعار ” انسان مقدس است” را مجددا بر دوش گرفته و با سماجت وبه ضرب زور در روياى عملي كردن آن بودند. شيوه حذف عباپارگان با هميارى روياانديشان جديد كه آموخته هاى دينى را با اصطلاحات و مضامين مدرنيتي تلفيق كرده بي آنكه دركي عميق ازمحتوى وشرايط تاريخى-اقتصادى-فرهنگى-سياسى آن در غرب داشته باشند، شكل نوينى داشت. وهم چون انقلاب فرهنگى در چين اين بار حذف نوين دگرروياپيشگان عنوان زيباى “انقلاب فرهنگي” داشت. در انقلاب فرهنگي مكتبى بودن شعار اصلى بود. و بر اساس اين شعار، شمار زيادي از شهروندان دانش آموخته و متخصص به اتهام مكتبى نبودن از دانشگاه، مدارس و ادارات دولتى حذف گرديدند. گاه كساني به دليل رشد سبيل و داشتن عينك ذره بينى كه نشانه اى از نامكتبى بودن بود، نيز به پرتگاه حذف فرستاده شدند. پس از اين راه براى كم دانشان قشر فقير و نيز جامه دران جديدى فراهم گشت، كه با بدست گيرى قدرت، با گيوتين هاى فكرى خود به جاروب كردن همه كس وهم چيز دست زدند. داستان حذف اندر حذف ادامه يافت. اما حذف مكرر به انديشه تروتسكي “انقلاب در انقلاب” شباهت زيادى داشت. كه برداشتى متفاوت اما همخوان با آن ، توسط تروتسكيست هاى اسبق چون پول وولفويچ و ريچارد پرل مشاوران جورج بوش كه به نئوكان ها معروف گشتند، به وى پيشنهاد و توسط دولت بوش براى تك قطبى كردن قدرت و هژمونى آمريكا،  كه از نظر صاحب نظران و تئوريسين هاي  آمريكايى زمان براى آن مناسب بود، در سياست خارجى آمريكا به كارگرفته شد. اين تئورى به “دكترين شوك” معروف است . ولى اين بار از آستين مكتبيان انقلابى بيرون آمده، و با بكارگيري شعار  انقلاب در انقلاب پيوسته گروهي از آنان، به از ميدان به در كردن گروهي ديگرمشغول بودند.
اما امروزه با رها گشتن انسان در خلا بحران هويتى در جهان مدرن معاصر، وبرآمد هويت كالايى و نيز جايگزينى هويت هاى نسبتا استوار سنتى با هويت كالايى از سويى ، و بحران شكست ايديولوژيك ازسويى ديگر، موجب تركيب گشتن انسان طراز نوين وى و انسان مقدس جهان رويايى ديگران گرديده است.، اما حاصل تركيب اين دو انساني لجام گسيخته و پا در هوايى را ساخته است، كه مهار آن با ابزار هاى مرسوم امكان پذير نيست. ونه تنها به هيچ باورى انسانى آراسته نيست، بلكه به انهدام خود و جهان اطراف خود مشغول است. ازمنحصر به فرد بودن اين انسان لجام گسيخته ى، كالا-هويتى، همين بس كه مدعيان فرهنگ و هنر را نيز با فرهنگ عاميانه خود آغشته و دمساز كرده وبه آنان آموخته است كه با كوبيدن تاتويى بر تن، نوشيدن پياپى كاپوچينو،  مصرف انواع ادويجات و خوردنى ها و پوشيدن لباس هاى متنوع و رنگارنگ، مى توان به روياهايي دست يافت، كه پيش از اين براي هيچ كس و در هيچ دورانى ممكن نبوده است.

Published by

Unknown's avatar

economistconsult

Lecturer in Södertörn University (Stockholm) PhD Economics from Essex University United Kingdom. Specialized in Public Economics, global political economy, development Economics (Specially Middle East), Pension system and Financial Economics. Master degree in Economics from Stockholm University. Master degree in Financial Economics from Essex (UK). Thaught in UK, Malaysia, Tehran, Sweden. Languages: Persian (Mother tongue), English, Swedish, Arabic

Leave a comment