صفر
از صفر(هيچ) آغاز كرديم و به صفر(هيچ) هم نزديك مي شويم. بسياري از ما همچون پزشك فاوست گونه با آرمان نا آگاه بر جهان و محيط خود كوبيده ايم. از پس آن فاجعه خلق كرده ايم. تاسف بار آنكه با آنكه فاجعه را شناخته ايم به عمق و پي امد ناشي از آن، از وحشت اعتراف به شكست نينديشيده ايم. و چون وحشت از شكست ما را آزار مي دهد، پيوسته براي فرار ازشكست صداي خود را بالاتر و بالاتر برده ايم ، تا هاتفي نوين درگوش ما بانگ هشدار ندهد. چشمان خود را بسته ايم كه تصوير و ابعاد فاجعه را مشاهده نكنيم. اما بايد به خود نهيب زد و به فاجعه اعتراف كرد. گر نه دير خواهد بود وقتي موج خروشان دريا ما را با خود به صفر خواهد برد.
