تناقض

تناقض

به اطراف خود نگریست. چند تا مهاجر را دید. به آنها بد و بیراه گفت. از کنارشان گذشت و بر زمین تف کرد. به خانه رسید. اما فردا که از خواب بیدار شد ، ساکش را جمع و جور کرد. برای فرار از سرمای طولانی زمستان به هوای گرم نیاز داشت. به سوی فرودگاه روان گشت و   به دوبی پرواز نمود. آنگاه که به آنجا رسید، پوسته تنفرو تلخ کامی خود را از تن در آورد. مهربان شد. شادان بنظر می رسید و به همه لبخند زد.وتف کردن بر زمین یادش رفته بودم.

ژولای 2007

Published by

Unknown's avatar

economistconsult

Lecturer in Södertörn University (Stockholm) PhD Economics from Essex University United Kingdom. Specialized in Public Economics, global political economy, development Economics (Specially Middle East), Pension system and Financial Economics. Master degree in Economics from Stockholm University. Master degree in Financial Economics from Essex (UK). Thaught in UK, Malaysia, Tehran, Sweden. Languages: Persian (Mother tongue), English, Swedish, Arabic

Leave a comment